جهان ديگري ممكن است.
جهاني بدون فقر و گرسنگي و خشونت
گروهي از زنان كشورهاي جهان در سالهاي پاياني قرن گذشته در كبك كانادا با راهپيمايي «نان و گلسرخ» اعتراض خود را به فقر و خشونت عليه زنان به نمايش گذاشتند. استقبال افكار عمومي از اين حركت، انگيزهيي شد تا در حاشيهي كنفرانس جهاني زن در سال 1995، هستهي اوليهي شبكهاي فمينيستي با نام «حركت جهاني زنان WMW» شكل بگيرد. محورهاي اين شبكه محو فقر، نابرابري، بيعدالتي، از هم گسيختگي جامعهي جهاني، محو خشونت عليه زنان و ضد جهانيسازي است كه منشور حقوق بشر از ديدگاه زنان را بنيان نهاد.
اين شبكه «WMW» براي تبليغ منشور خود در سال 2005، سفر به دور دنيا را تدارك ديد و از 8 مارس (روز جهاني زن) همان سال، از برزيل در امريكاي لاتين با راهپيمايي به سمت بوركينافاسوي آفريقا و با همبستگي زنان ساير كشورها به سفر خود ادامه داد. در روز 17 اكتبر «روز جهاني محو فقر و گرسنگي» نيز با نصب پرچمي ساخته شده از چهل تكهدوزيهاي زنان كشورها بر پايه پنج محور منشور «آزادي، برابري، عدالت، همبستگي و صلح» در ميدان صلح بوركينافاسو به نشانهي همبستگي به راهپيمايي پايان داد.
هواداران حركت جهاني زنان در ايران با اعلام همبستگي با اين حركت، در سال 1384 «2005»، با تهيه چهل تكه، توزيع بروشور و تجمع در ميدان انقلاب مقابل سينما بهمن در تهران و در برخي شهرستانها، در روز 17 اكتبر «24 مهر 84» در يك حركت نمادين خواهان محو فقر و خشونت عليه زنان شدند.
در اين تجمع پلاكاردهايي با مضمون شعارهاي زير تهيه شده بود:
ـ خشونت و فسادِ زاييدهي فقر را در سكوت تحمل نكنيم.
ـ حل مشكل تخصيص اعتبار براي رسيدگي به وضعيت هزاران سرپرست خانوار ضروري است.
ـ لغو قراردادهاي ظالمانه استخدام موقت كارگران و مزدبگيران كه امنيت شغلي و آرامش زندگي خانوادهي هزاران هزار كارگر، كارمند، پرستار، معلم و... را تهديد ميكند و فقر و خشونت را به بار ميآورد، از خواستههاي ما زنان است.
ـ خشونتهاي زاييدهي تعصب كور را كه ناشي از فقر و جهل جامعه است، در سكوت تحمل نكنيم.
اين تجمع به مدت يك ساعت طول كشيد.
امسال نيز به مناسبت روز جهاني محو فقر «17 اكتبر ـ 25 مهر» ميخواهيم با توزيع بروشور و معرفي اين روز، همبستگيمان را با قربانيان فقر و گرسنگي اعلام كنيم و خواستار محو فقر، گرسنگي، جهل و خشونت هستيم.
حركت جهاني زنان WMW ـ فقر
محورهاي منشور حركت جهاني زنان بر پايهي پنج ارزش جهانشمول و بنيادي بنا شده است:
برابري، آزادي، عدالت، همبستگي، صلح
ما ميخواهيم دنيايي بسازيم برابر...... عاري از هرگونه تبعيض جنسيتي، نژادي، قوميتي و طبقاتي.
ما ميخواهيم دنيايي بسازيم آزاد...... كه در آن همهي انسانها به دور از هرگونه تحميل و خشونت زندگي كنند.
ما ميخواهيم دنيايي بسازيم بر پايهي عدالت..... كه در آن همهي انسانها به خوراك سالم، مسكن مناسب، سوخت، خدمات بهداشتي، ارتباطات و اطلاعات، تحصيل، دادخواهي، فرهنگ، فعاليتهاي ورزشي و تفريحي و... دسترسي داشته باشند و فقر و گرسنگي نباشد.
ما ميخواهيم دنيايي بسازيم بر پايهي همبستگي...... كه در آن شرافت افراد محترم باشد. حكم اعدام منسوخ و شكنجه و رفتار اهانتبار و تحقيرآميز ممنوع شود و تجاوز جنسي جنايتي عليه فرد و جامعه انساني تلقي شود.
ما ميخواهيم دنيايي بسازيم سرشار از صلح...... كه در آن صنايع نظامي برچيده شده و بودجهي آن صرف برنامههاي آموزشي، كارآفريني و بهداشتي شود. تمامي سلاحها نابود شوند و براي حل مناقشات از روشهاي صلحآميز استفاده شود.
چگونه ميتوان پذيرفت كه با وجود انباشتگي روزافزون ثروت جهان، دوسوم مردم دنيا كه 70 درصد از آنان زناند در فقر و گرسنگي به سر برند و در هر 12 ثانيه كودكي از گرسنگي بميرد، و اين فاجعهي جهاني خشم و طغياني را برنيانگيزد؟
چگونه ميتوان پذيرفت كه در اغلب نقاط جهان، زنان عملاً اختيار آمدوشد آزادانه، تحصيل، اشتغال، رأي دادن، انتخاب همسر، انتخاب پوشش يا محل سكونت يا مليت خود را نداشته باشد و از حق مالكيت بر خود، ميراث خود، حسابهاي مالي خود و فعاليتهاي فرهنگي و تفريحي محروم باشند؟
چگونه ميتوان پذيرفت كه كشورهاي فقير زيربار وامهايي كه كشورهاي ثروتمند به آنها تحميل كردهاند كمر خم كنند و منابع طبيعي و محيط زيست ما با مصرف بيش از اندازه غارت شود؟
آيا همهي اينها ناشي از فقر و جهل نيست؟
ما متهم ميكنيم نهادهاي قدرتمند بينالمللي مالي و اقتصادي و تجاري، اعم از بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول و سازمان تجارت جهاني را، كه حافظ منافع شركتهاي چند مليتي و مشوق كالاييشدن بيحدوحصرند. و قواعد جهاني شدن اقتصاد را، كه به صورت غيرمستقيم نظام مردسالاري را تحميل ميكنند. اين نهادها به دروغ به ما اطمينان ميدهند كه آزاد شدن بازار، زندگي تهيدستان را بهبود ميبخشد و ثروت و رفاه به ارمغان ميآورد. در حالي كه جز فقر و گرسنگي و خشونت، نميبينيم.
كارگران و فقر
اكثريت زنان جامعهي ما، زنان كارگر، محروم و فرودست هستند. زنان محروم جامعه بيش از زنان ساير طبقات، چه از نظر جنسيتي و چه در سلسلهمراتب طبقاتي، با فقر و فرودستي بيشتري دست و پنجه نرم ميكنند. در سال گذشته، زماني كه مجلس، قانون قراردادهاي موقت كار را تصويب كرد، بيشترين آسيب متوجه زنان كارگر و مزدبگير شد و در سال جاري نيز با تغيير قانون كار، قربانيان اصلي تغيير اين قانون زنان كارگر و مزدبگير خواهند بود.
مدتي است كه پيشنويس اصلاحيهي قانون كار از سوي وزارت كار و امور اجتماعي به دستگاههاي ذيربط ارائه شده تا پس از رفع نواقص و تصويب نهايي اجرا شود. بيشترين انتقاد به اين اصلاحيه تاكنون متوجه ماده 27 * و 191 ** قانون كار است. منتقدين معتقدند با تغيير ماده 27، طيف وسيعي از كارگران شاغل اخراج خواهند شد. اگرچه ماده 27 قانون كار فعليْ اختيار كامل اخراج كارگران را بدون دليل به كارفرما نميدهد ولي كارفرما با فراهم آوردن شرايطي سخت براي زنان كارگر، آنها را اخراج ميكند. هماكنون با تغيير و تصويب اين ماده، كارفرما براي اخراج زنان حتي مجبور به ارائهي دليل به ظاهر قانعكننده نيز نخواهد شد.
همينطور با تغيير مادهي 191 قانون كار كه تاكنون كارگران كارگاههاي زير 10 نفر به طور موقت از شمول مقررات قانون كار خارج ميشدند، از اين پس كارگران بيشتري از مزاياي قانون كار محروم خواهند شد. قابل توجه است كه بر طبق آمارهاي رسمي، اكثريت زنان كارگر در بخش توليد، در كارگاههاي كوچك (زير 10 نفر) مشغول به كارند. و كارفرمايان با استناد به ماده 191 جديد، ميتوانند زنان شاغل در اين كارگاهها را از مزاياي قانون كار محروم كنند. كه با اين كار، به گسترش فقر در بين زنان دامن زده خواهد شد.
زنان ـ جهانيسازي ـ فقر
اين روزها در مورد جهانيسازي و WTO صحبتهاي زيادي ميشود. اما آيا ميدانيم جهانيسازي براي ما چه نفعي دارد. تعديل نيروي انساني كه بارها و بارها از رسانهها ميشنويم و در محل كار با اجراي آن روبهرو هستيم. تبعاتاش چيست؟
اجراي برنامههاي جهانيسازي كه با برنامههاي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول همراه است، با تعديل اقتصادي و نيروي انساني و خصوصيسازي نمود پيدا كرده است.
اجراي همهي اين برنامهها (خصوصيسازي، تعديل نيروي انساني) براي زنان جز فقر و بيكاري چيزي ندارد. زنان كه كمترين قدرت و بيشترين مسئوليتها را در جامعه دارند، بيشترين لطمه را ميخورند. با اينكه بانك جهاني بر اهميت آموزش دختران به عنوان بخشي از استراتژي كمك به منابع انساني در كشورها، تأكيد دارد، اما در اغلب كشورها دخترها هستند كه در نتيجهي اجباريشدن شهريه، بالا رفتن قيمت روپوش و لوازمالتحرير مدرسه و يا اجبار به مراقبت از كودكان كوچكِ خانواده به علت سركار رفتن پدر و مادر، از تحصيل باز ميمانند. وقتي خانوادهها با كمبود غذا روبهرو ميشوند، اغلب زنان و دختران هستند كه كمتر غذا ميخورند. وقتي حق ويزيت پزشكان بالا ميرود، اغلب زنان هستند كه كمتر به پزشك مراجعه ميكنند و...
زنان مديران فقراند. براي اين كه جريان زندگي ادامه داشته باشد، معمولاً زنانند كه بايد سنگيني ساعات طولانيتر كار را، با كار در خانه و بيرون از خانه تحمل كنند. بايد با يأس و نااميدي با شريك زندگي بيكار شدهاشان كه ناتوان از تأمين معاش است كار در خانه و بيرون از خانه را تحمل كنند. اغلب زنانند كه بايد از خود مايه بگذارند و با اجبار كارهايي را انجام دهند كه از ديدگاه جامعه غيرمولد است: يعني از بستگانِ مُسن و افراد بيمار خانه پرستاري كنند، دوخت و دوز كنند و...
آنان دو، سه يا چهار شغل متفاوت دارند. اكثريت آنان براي تأمين مواد غذايي، سرپناه و پوشاك و... زحمت و رنج ميكشند و با همهي گرفتاريها زندگي ميكنند و در فقر و تنگدستي دست و پا ميزنند. و اينها نتيجهي جهانيسازي است.
برگرفته از كتاب جهانيسازي فقر و مكنت نوشته احمد سيف
اكثريت معلمان، پرستاران و كاركنان دفتري را زنان تشكيل ميدهند، از خواستهاي برحق آنان 1-اجراي قانون سخت و زيانآور بودن براي شغل پرستاري 2- تأمين وضعيت معيشتي ضعيف و حقوق ناچيز حقوقبگيران كه دو يا سه شيفت كار كردن آنها را به دنبال دارد، حمايت كنيم.
www.iranwmw.com – www.iranwmw.blogfa.com
دورِ ويراني فقر و بيعدالتي
بانك جهاني، صندوق بينالمللي پول و سازمان ملل متحد درآمد سرانه روزانه كمتر از 2 دلار را به عنوان خط فقر مطلق در نظر ميگيرند. كساني كه كمتر از آن درآمد دارند مطلقاً فقيرند. بياييد براي خودمان حساب كنيم، ما عادت داريم حساب خانوار را ماهانه حساب كنيم:
در ميانهي سال 1385 بهاي هر دلار در حدود 920 تومان است. ميانگين افراد خانوار شهري و روستايي به طور متوسط معادل 44/4 نفر است. بنابراين اگر پايه را در ماه 2 دلار بگيريم داريم:
تومان242880 = 30 (روز) ´4/4 (تعداد خانوار) ×920(تومان نرخ دلار) ´2 (دلار)
يعني خانواري كه امروز در ايران كمتر از 240 هزار تومان درآمد ماهيانه دارد مطلقاً فقير است. چه كساني واقعاً كمتر از اين مقدار درآمد دارند:
ـ بخش عظيم كارگران به ويژه كارگران كشاورزي و ناماهر ساختماني
ـ بخش عظيم كشاورزان به ويژه زارعان مياني و فقير
ـ بخش بسيار بالاي زنان سرپرست خانوار
ـ مزدبگيرانِ استخدامِ قرارداد موقت
ـ بيكاران
ـ بسياري از جوانان تازه فارغالتحصيل
ـ بخش عمدهي كارمندان رتبهي پايين و برخي از معلمان، پرستاران و...
ـ بخش قابل توجهي از دستفروشان، خردهفروشان، مغازهداران جز در شهرهاي كوچك و روستاها.
احتياج به محاسبات پيچيدهاي نيست. كافي است يك بار ديگر واقعيتهاي ياد شدهي زير را مرور كنيم:
در حدود 30 درصد خانوارهاي شهري فاقد خانهي شخصي و اجارهنشيناند. اجارهي متوسط در منطقه متوسط يك شهر متوسط يا بزرگ يا حتي كلان شهر، با احتساب بهرهي وديعه، ماهيانه در حدود 150 هزار تومان است. (براي چيزي در حدود 80 تا 100 متر خانهي قديمي، با 1 يا 2 اتاق). كرايهي ماهيانهي مسكن از 70 هزار تومان تا 250 هزار تومان براي لايههاي متوسط، متوسط پايين و پايين جامعه، به ويژه بخش عمدهي جامعه كارگري نوسان ميكند.
فقط در حدود 7 درصد از كساني كه اجاره پرداخت ميكنند به لايههاي بالايي جامعه تعلق دارند (شهرنشينان ردهي بالا كه سرمايهگذاري برايشان مفيدتر از خريد خانه است، يا شماري از كارمندان، معلمان عاليرتبه و حتي استادان دانشگاه به ناگزير). بنابراين 23 درصد از جمعيت شهري كه در حدود 8/10 ميليون نفر از جمعيت است، فقيراند.
اما اگر به حساب درآمد و هزينههاي خانوار نگاه كنيم، ميبينيم كه درآمد متوسط خانوار شهري براي سال 1385، در حدود 510 هزار تومان محاسبه ميشود. درآمد خانوار روستايي در حدود 300 هزار تومان و در كل كشور رقم به 440 هزار تومان ميرسد.
جدول هزينههاي خانوار نشان ميدهد كه در حدود 67 درصد از خانوارهاي شهري و روستايي هزينهاي كمتر از هزينهي متوسط خانوار در كل كشور را دارند. بنابراين براساس برآوردهاي آماري در مييابيم كه به سادگي ميتوان گفت كه در حدود 30 تا 32 درصد از خانوارهاي شهري، و در حدود 25 درصد از خانوارهاي روستايي (به خاطر ارزاني نسبي مسكن) زير خط فقر مطلقاند. براي كل كشور رقم به 28 درصد ميرسد، و اين يعني نزديك به 20 ميليون نفر از جمعيت زير خط فقر است. پس چرا بانك جهاني ميخواهد رقم 5/7 ميليون نفر را با احتساب 2 دلار در روز به خورد ما بدهد. اگر رقم 2 دلار درست باشد براي بخش قابل توجهي از جامعه، دستكم 23 درصد فقط 1 دلار در روز براي غذا، و پوشاك، گرمايش، سرمايش، بهداشت، مدرسه و حملونقل شهري (رفاه و گردش و كتاب و سينما را نخواستيم) باقي ميماند. كدام كارشناس بياطلاع، بيانصاف و بيعدالتي اين حرفها را در بانك جهاني زده است و چرا؟
اگر آن 922 تومان (نرخ دلار) را 3 برابر كنيم، ميشود 2800 تومان در روز. حالا اگر اين را به دست كارشناسان داخلي و خارجيِ مجيزگوي قدرت سلطهگر بدهيم و به او بگوييم فقط يك روز يك بند انگشت بالاي خط فقر مطلق زندگي كن آيا خواهد توانست؟ بنابراين رقم فقر، نه 5/7 ميليون نفر كه به حدود 22 ميليون نفر ميرسد. كه بيشتر آنها زنان و كودكان هستند. هر روز فقر در ايران بيشتر زنانه ميشود. اين زنان محروم و حقوق از كف دادهاند كه بيشترين قربانيان فقر و بيكارياند.
فريبرز رئيسدانا
گزيدهاي از اعلاميهي
حذف خشونت عليه زنان
قطعنامه 104/48 مجمع عمومي سازمان ملل، مصوبه 23 فوريه 1994 (حذف خشونت عليه زنان)
ماده 1- در اين اعلاميه، عبارت «خشونت عليه زنان» به معني هر عمل خشونتآميز براساس جنس است كه به آسيب يا رنجاندن جسمي يا رواني زنان منجر شود. يا احتمال ميرود كه منجر بشود، از جمله تهديدات يا اعمال مشابه، اجبار يا محروم كردن مستبدانه زنان از آزادي، كه در نظر عموم يا در خلوت زندگي خصوصي انجام شود.
ماده 2- تعبير خشونت عليه زنان بايد شامل موارد زير، اما نه محدود به اين موارد، باشد.
الف – خشونت جسمي، جنسي و رواني كه در خانواده اتفاق ميافتد، از جمله كتك زدن، آزار جنسي دختر بچهها در خانه، خشونت مربوط به جهيزيه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان، خشونت مربوط به استثمار زنان و ديگر رسوم عملي كه به زنان آسيب ميرساند.
ب- خشونت جسمي، جنسي و رواني كه در جامعهي عمومي اتفاق ميافتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسي، آزار جنسي و ارعاب در محيط كار، در مراكز آموزشي و جاهاي ديگر، قاچاق زنان و تنفروشي اجباري
پ- خشونت جسمي، جنسي و رواني «شكنجه» در هرجائي، كه توسط دولت انجام شود يا ناديده گرفته شود.
ماده 3- زنان بهطور برابر حق برخورداري و حفظ همه حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در عرصههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني، و همه عرصههاي ديگر را دارند. اين حقوق از جمله شامل موارد زير است:
1- حق زندگي
2- حق برابري
3- حق آزادي و امنيت شخصي
4- حق حمايت بالسويه قانون
5- حق آزادي از همه اشكال تبعيض
6- حق بهرهبرداري از بالاترين ميزان ممكن سلامت جسمي و رواني
7- حق شرايط عادلانه و رضايتبخش براي كار
8- حق اين كه فرد، مورد شكنجه يا ديگر مجازاتها يا رفتار خشن و غيرانساني و تحقيرآميز واقع نشود.
فقر در خيابانهاي شهرهاي ميهنمان فرياد ميزند
سكوت نكنيم
اخبارِ فقر
ــ طبق آمار وزارت بهداشت، 10 ميليون كودك دچار فقر مطلق غذايي و 6 ميليون و 800 هزار كودك دچار كمبود آهن و يد هستند.
ــ مهدي صحراييان اقتصاددان و يكي از طراحان برنامهي انتخاباتي مهدي كروبي ميگويد: «براساس بررسيهايي كه انجام دادهام، خط فقر مطلق براي هر خانوار با احتساب اين كه هر نفر بين 1000 تا 1300 كالري دريافت كند و هزينههاي ميوه به 50 گرم ميوه در روز برسد و اجاره بهاي مسكن در حد يكصد هزار تومان باشد، به 245 هزار تومان در ماه ميرسد. اين نرخ يعني تنازع بقا و سير كردن شكم براي زنده ماندن. همچنين همهي كارمندان جزء دولت كه حقوق كارمندي، نه معاونت و مديريت، ميگيرند از طبقهي متوسط به زير خط فقر ريزش كردهاند. ادامهي اين وضعيت باعث خواهد شد كه 9 درجه ضريب هوش يك نسل كاهش يابد و عمدتاً كودكان به لحاظ رشد فيزيكي، سوء شكلگيري بدني داشته باشند يعني اعضايي از بدن مانند مجاري تنفسي، پا، كمر و.... از حالت طبيعي خارج شود و اين نسل از لحاظ رشد فيزيكي، ضريب هوشي و... در حد پايينتر از حد متوسط قرار خواهند گرفت.
ــ طبق گزارشات صندوق بينالمللي پول، بانك جهاني و سازمان بهداشت جهاني، مركز آمار ايران، بانك مركزي و ساير ارگانها، در حال حاضر 8/19 درصد مردم ايران زير خط فقر مطلق و نزديك به 31 درصد فقر نسبي هستند يعني 51 درصد مردم زير خط فقر مطلق و نسبي قرار دارند.
ــ وضعيت 5/1 ميليون زن سرپرست خانوار كه سرپرستي 6 ميليون نفر را به عهده دارد بحراني است.
ــ طبق گزارشهاي ساليانه سازمان جهاني خواروبار، با وجود اين كه توليد جهاني آذوقه در حال حاضر پاسخگوي نياز مردم جهان است، ولي حاكمان سرمايه براي حفظ نرخ بهره و سود، با نابود كردن و به دريا ريختن مواد غذايي و آذوقه، باعث گسترش قحطي و گرسنگي و فقر در جهان ميشوند.
ــ جعفر اسفندياري مسئول پيگيري پيوند اعضاي استان اصفهان گفت: در شش ماه اول سال 1385، هزار نفر انسان سالم به علت فقر و نياز مالي كليهي خود را فروختهاند.
ــ فقر شديد باعث شده تا متوسط سن فحشا در ايران 8 سال كاهش يابد و به سن 12 سال برسد.
توزيع عادلانه درآمد و امكانات آموزشي، بهداشتي و... باعث محو فقر خواهد بود
به ياد كودكان «قانا» (منطقهاي در لبنان)
جُرمِ بزرگ «بودن» است.
كودكي ميميرد
زني ضجه ميزند
و جماعتي بلند ميخندند
خبرگزاريها
خبر از جنايت هولناك ميدهند
اينجا «قانا» است
سرزمين من
جولانگاه عربدهكشانِ مَست
نقطه پاياني بر يك زندگي
اينجا جرم بزرگ «بودن» است
نفرت هم
كاري از پيش نميبرد
خبر از مرگ ميدهند
و مرگ براي ميلاد كودكان
گلوله هديه ميبرد
اينجا «قانا»ست
سرزمين كودكاني
تمام روياهايشان را بر باد داده است
كه مهماني ناخواسته
تا ميراثخوار بزرگ پدر باشند.
* مادهي 27. هرگاه كارگر در انجام وظايف محوله قصور ورزد و يا آييننامههاي انضباطي كارگاه را پس از تذكرات كتبي نقض نمايد كارفرما حق دارد در صورت اعلام نظر مثبت شوراي اسلامي كار علاوه بر مطالبات و حقوق معوقه نسبت به هرسال سابقه كار معادل يك ماه آخرين حقوق كارگر را به عنوان «حق سنوات» به وي پرداخته و قرارداد كار را فسخ نمايد. در واحدهايي كه فاقد شوراي اسلامي كار هستند نظر مثبت انجمن صنفي لازم است و در هر مورد از موارد ياد شده اگر مسئله با توافق حل نشد به هيئت تشخيص، ارجاع و در صورت عدم حل اختلاف، از طريق هيئت حل اختلاف رسيدگي و اقدام خواهد شد. در مدت رسيدگي مراجع حل اختلاف، قرارداد كار به حالت تعليق درميآيد.
** ماده 191: كارگاههاي كوچك كمتر از 10 نفر را ميتوان برحسب مصلحت موقتاً از شمول بعضي از مقررات اين قانون مستثني نمود. تشخيص مصلحت و موارد استثنا به موجب آييننامهاي خواهد بود كه با پيشنهاد شوراي عالي كار به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد.