تبليغاتX
منشور جهانی حقوق بشر زنان - بروشور هواداران حرکت جهانی زنان برای اول ماه می
وبلاگ جمعی از هواداران حرکت جهانی زنان (wmw) در ایران

 

 

 

تاریخچه‌ی روز جهانی کارگر

روز اول ماه مه سال 1886، در اعتراض به ساعت کار زیاد، حدود 340 هزار کارگر آمریکایی راه‌پیمایی کردند و 190 هزار نفر از آن‌ها در تمام کشور دست به اعتصاب زدند.

تظاهرات کارگران در شهر شیکاگو به خشونت کشیده شد. بین تظاهرکنندگان و پلیس درگیری به وجود آمد و پلیس به سمت تظاهرکنندگان آتش گشود. سپس رهبران اتحادیه‌ها بازداشت شدند و چهار نفر از این رهبران را به اعدام و عده‌ی زیادی را به زندان محکوم کردند. اما این جنایت از طرف اتحادیه‌های کارگري در اروپا و آمریکا بی‌پاسخ نماند. موج اعتراض و اعتصاب سرانجام پس از یک سال دولت سرمایه‌داری را به عقب‌نشینی واداشت. قاضی‌های بیدادگاه شیکاگو به عنوان جنایت‌کار محاکمه شدند و از خانواده‌های اعدام‌شدگان و کلیه‌ی کارگران زندانی اعاده‌ی حیثیت شد. در ادامه، 8 ساعت کار روزانه قانونی شناخته شد و به این ترتیب، روز اول ماه مه که در ابتدا با مبارزه‌ی کارگران آمریکایی برای کاهش ساعات کار آغاز شد، «روز جهانی کارگر» نام گرفت.

هر ساله، مردم جهان این روز را گرامی می‌دارند و در اول ماه مه کارگران به خیابان‌ها می‌آیند تا یک‌صدا اعلام کنند که خواست‌شان فقط محدود به کاهش ساعات کار نيست بلکه خواستار ارتقاي سطح رفاه زندگی و معاش و ... هستند.

اعتصاب وسیع 1886، نشان اعمال قدرت کارگران صنعتی نوین برای بهبود شرایط کار و زندگی، و نیز تاکیدی بود بر برخورداری از حقوق انسانی کارگران. از سوی دیگر این جنبش، تهاجمی بود علیه سیاست‌های طبقه‌ی سرمایه‌دار برای افزایش ساعات کار، استثمار کارگران و ایجاد بیکاری فراگیر توده‌های کارگر.

در ایران نیز در صدسال گذشته یعنی از شروع پیدایش جنبش کارگری، کارگران همواره سعی کرده‌اند در هر شرایطی مراسم "روز کارگر" را برگزار کنند و آن را گرامی دارند.

اولین کارگرانی که برای تعطیلی و برگزاری مراسم اول ماه مه پافشاری کردند، کارگران متشکل در اتحادیه‌ی کارگران چاپ بودند. این اتحادیه که در سال 1285 شمسی، ابتدا به صورت جمعی کوچک به همت محمد پروانه و دوستانش شکل گرفت، همه ساله بیانیه‌هایی منتشر می‌کرد و کارگران این اتحادیه، مراسم روزکارگر را برگزار می‌کردند. کم کم کارگران دیگر هم علاقه‌مند شدند و روز اول ماه مه دست از کار کشیدند تا با شرکت در مراسم کارگران چاپ خواست‌های خود را بیان کنند. از آغاز تشکیل اتحادیه‌ی کارگران چاپ، روز اول ماه مه برای کارگران بسیار با اهمیت بود. تا سال 1302، مراسم روز کارگر علنی برگزار می شد، ولی سال‌های بعد کارگران مجبور شدند به دلیل دیکتاتوری پهلوی اول و سپس پهلوي دوم، مراسم این روز را تقریباً مخفی برگزار کنند. در سال 1308، جشن اول ماه مه با شرکت دو هزار کارگر در باغی نزدیک امامیه‌ی تهران برگزار شد و کارگران به سرودخوانی، سخنرانی و جشن و پایکوبی پرداختند، ولی پلیس شماری از آن‌ها را بازداشت کرد.

این مراسم بهترین جشن و تعطیلی کار در اول ماه مه برای کارگران ایران بود که به همت اتحادیه‌های مستقل کارگری برگزار شد. بعد از این تاریخ، بزرگ‌ترین جشن کارگری در ایران  با یک وقفه‌ی 17 ساله در سال 1325 برگزار شد.

طبقه‌ی کارگر ايران طی دوران گذشته با برگزاری تظاهرات برای احقاق حقوق ضایع شده‌ی خود و دفاع از حقوق و آزادی‌های دموکراتیک در شرایط گوناگون از جمله: تظاهرات ضد فاشیستی و برگزاری اعتصاب‌های عظیم در پایان جنگ جهانی، بلوغ صنفی و اجتماعی و طبقاتی خود را به وضوح نشان داده است. این اعتصاب‌ها علاوه بر خواست‌های رفاهی و معیشتی، خواست‌هايی سیاسی را در زمینه‌ی عدم دخالت دولت‌های بیگانه در زندگي سیاسی کشور، دفاع از آزادی‌های سیاسی و ... در دستور کار خود قرار می داد.

با اوج‌گيري جنبش انقلابي سال 1357، كارگران، معلمان و پرستاران همراه با ساير قشرهاي جامعه، در جنبش آزادي خواهانه و برابري طلبانه‌ي مردم ايران شركت كردند و خواستار سرنگوني رژيم شاه شدند و بالاخره كارگران شركت نفت با بستن شيرهاي نفت، نقش مهمي در سرنگوني رژيم شاه بازي كردند. مراسم روز كارگر در سال 58 به صورت باشكوهي با شركت طيف‌هاي مختلف چپ و نيروهاي گسترده‌ي كارگران و زحمت‌كشان برگزار شد كه در تاريخ ماندگار است.

در دهه‌ی1360، به رغم شرایط فوق العاده دشوار برای جنبش کارگری، مراسم روز کارگر که دولت آن‌ را رسماً به عنوان روز تعطیل نمي‌پذیرفت، گاه در خانه‌ها و گاه در محل کار، به‌صورت مستقل برگزار می‌شد و کارگران همواره بر تعطیلی اول ماه مه به عنوان روز کارگر پافشاری می‌کردند، تا سرانجام با فشار و تلاش طبقه‌ی کارگر، در قانون کار مصوب سال 1369 روز كارگر به‌طور رسمي تعطيل اعلام شد.

از سال 1381، با برگزاری مراسم اول ماه مه به صورت علنی پس از دو دهه، باردیگر جنبش کارگری، بر برگزاری مراسم روز کارگر در سطح جامعه به عنوان خواستی به حق و به عنوان روزی از آن کارگران و به صورت مستقل، تاکید شد.

 

هر انساني براي رشد فكري، فرهنگي و اجتماعي خود نياز به اوقات فراغت دارد. آيا با توجه به هزينه‌هاي سرسام آور كنوني و سطح دستمزدها، كارگران، زحمت‌كشان، مزدبگيزان و حقوق‌بگيران اوقات فراغتي دارند؟

مشكلات ما كارگران و زحمت‌كشان همچنان باقي است.

بيشتر زنان جامعه‌ي ما، زنان كارگر، محروم و فرودست هستند. اما صداي آنان كمترين بازتاب را در سطح جامعه دارد. زنان طبقه‌ي پايين جامعه با ستم چندگانه‌اي روبه‌رو هستند: هم نسبت به مردان طبقات پايين، فرودست‌ترند و هم نسبت به زنان طبقه‌ي متوسط. قوانين تبعيض آميز موجود هم، فشار بيشتري را به زنان فرودست جامعه اعمال مي كنند و تاكنون نه تنها از اين فشارها كاسته نشده بلكه با تنزل سطح زندگي و معاش، وضعيت آنان بدتر نيز شده است. زن طبقه‌ي پايين جامعه در چنبره‌ي مشكلات ناشي از تبعيض طبقاتي و جنسيتي گرفتار مي‌آيد و زير اين فشار خرد كننده له ميشود. براي مثال: زماني كه مرد كارگر از سر كار به خانه باز مي‌گردد، مجبور به انجام كار خانگي نيست. به قول معروف، غذا و چاي‌اش حاضر است و دغدغه‌ي آشپزي ندارد. اما زن كارگر چه طور؟ وقتي از سر كار به خانه باز مي‌گردد تازه وظيفه‌ي ديگرش در خانه شروع مي‌شود. كار خانگي، رسيدگي به فرزندان، نگه‌داري از سالمندان و به جا آوردن تكاليف همسري و... گذشته از اين در معرض انواع خشونت‌ها نيز هست. در آبان سال 84، زماني كه مجلس شوراي اسلامي، قانون قراردادهاي موقت كار را تصويب كرد، بيشترين لطمه به زنان كارگر وارد آمد. از سال 85 نيز با هدف تغيير قانون كار و طرح پيشنهادي، وضعيت زنان كارگر در موقعيت نازل‌تري قرار مي‌گيرد. در صورت تصويب اين طرح پيشنهادي با عنوان رفع موانع سرمايه‌گذاري و توليد كه در سال85، به مجلس ارائه شد، اصلاحيه‌اي براي قانون كار در نظر گرفته شده كه وضعيت زندگي كارگران را به مراتب بدتر مي‌كند. در صورت تصويب اين طرح با تغيير دو ماده‌ي 27 و 191 قانون كار، كارگران شاغل بيش‌تري اخراج مي‌شوند و تعداد هرچه بيش‌تري از كارگران از شمول قانون كار خارج مي‌گردند. در صورت تصويب اين طرح، كارگران زن كارگاه‌ها بيش‌ترين آسيب ديدگان ناشي از اجراي اين مصوبه خواهند بود. بنابراين، با تصويب قوانين ضد كارگري، زنان كارگر آسيب بيش‌تري خواهند ديد.

زنان كارگر و زحمتكش؛

وقتي در يكي از محلات كارگري زندگي مي‌كنيم، ساعت‌هاي طولاني هم كار مي‌كنيم و زحمت مي‌كشيم از حداقل امكانات محروميم. شست‌وشو و پخت‌وپز با ماست. بايد به درس و مشق فرزندانمان رسيدگي كنيم. ساعت ها وقت براي تهيه‌ي ارزاق عمومي صرف مي‌كنيم. در حالي كه براي راحتي خانواده‌مان بيش‌ترين تلاش را مي‌كنيم و بيش‌ترين سختي را متحمل مي‌شويم، اما خود از آن نصيبي نمي‌بريم و ده‌ها مشكل پيش پاي ماست. مثلاً شوهرمان هرگاه بخواهد، مي‌تواند ما را به راحتي با تكيه بر قوانين زن‌ستيز طلاق دهد و به اين ترتيب از امكاناتي كه براي خود و خانواده‌مان در طول زندگي مشترك، فراهم كرده‌ايم محروم مي‌شويم. قوانين به‌شدت تبعيض‌آميز به ضرر ماست. اگر به دور و برمان نگاه كنيم، با نمونه‌هاي زيادي از اين موارد تبعيض آميز مواجه مي‌شويم: مثلاً مردي همسر خود را به زور طلاق داده و يا با خواست همسرش براي طلاق سال‌ها مخالفت كرده است. گاه گفته مي‌شود، مردان خوب چنين نمي‌كنند و گاه گفته مي‌شود، اين موارد شامل حال ما نمي‌شود. اما اولاً هميشه امكان دارد اين اتفاق براي خود ما بيفتد و ثانياً مردان «خوب» هم معمولاً تحت تاثير فرهنگ و قوانين اين جامعه‌اند. ده‌ها مشكل از اين دست براي ما وجود دارد . فقر و طلاق روزگار ما را سياه كرده است. اما براي رفع اين مشكلات چه مي‌توان كرد؟

هيچ‌كس بهتر از خودمان مشكلات ما را نمي‌شناسد. بنابراين، هيچ‌كس بهتر از ما نمي‌تواند آن ها را رفع كند. نجات دهنده‌اي غير از خودمان وجود ندارد و كسي نمي‌تواند منجي ما شود. همان‌گونه كه طي سال‌ها ديده‌ايم كه چه‌طور وعده و وعيدهاي مختلف داده شد، اما هيچ‌كدام اجرا نشد و هنوز هم بهبودي در وضعيت ما پيدا نشده است. فقط خود ما مي‌توانيم سرنوشت‌مان را تغيير دهيم. ما مي‌توانيم در نحوه‌ي زندگي خود تغيير ايجاد كنيم هرچند اين تغيير كوچك باشد. اگر براي تغيير وضعيت‌مان مصمم هستيم، پس آستين‌ها را بالا بزنيم. ما زنان مي‌توانيم در محله‌ها، دوره‌هاي زنانه يا محل كار دور هم جمع شويم و از مشكلات‌مان بگوييم و براي رفع آن‌ها چاره‌جويي كنيم. يكي از مسائلي كه ما با آن مواجه‌ايم، نداشتن استقلال و وابستگي ما به مردان است. نداشتن پول و شغل يكي از عوامل مهم وابستگي ما به مردان است. ما مي‌توانيم از وابستگي مان به مردان كم كنيم. ما مي‌توانيم به هم كمك كنيم تا مجبور نباشيم براي هرچيزي دست‌مان را جلوي پدر، شوهر، برادر و...دراز كنيم. مثلاً وقتي به منظور تهيه هديه براي يكي از نزديكان‌مان مجبور نباشيم از شوهرمان پول بگيريم با اين اعتراض نيز مواجه نمي‌شويم كه خرجي خانه را به باد مي‌دهيم و بنابراين، مي‌توانيم ارتباط با نزديكان‌مان را تقويت كنيم.

يكي از تجربياتي كه در محلاتي از شهر به كار گرفته شده و ما نيز مي‌توانيم آن را به كار ببريم «‌تشكيل صندوق همياري»  است. اين كار در محيط‌هاي ديگر تجربه شده و نتيجه‌ي خوبي نيز داده است. مثلاً چند سال پيش عده‌اي از زنان در يكي از محلات جنوب شهر تهران تصميم گرفتند يك صندوق تاسيس كنند. كار اين صندوق با جمع شدن ده نفر از زنان دور هم شروع شد. (در آن زمان براي دريافت وام از صندوق قرض الحسنه مشكلات زيادي وجود داشت و مدت‌ها طول مي‌كشيد نوبت وام يك نفر برسد و چه بسا زماني كه نوبت‌اش مي‌رسيد كار از كار گذشته بود). با جمع شدن اين زنان دور هم و تشكيل اين صندوق با ميزان پس‌انداز ماهيانه دو هزار تومان، اولين مبلغ وام 20 هزار تومان تعيين شد. پس از مدتي كه از فعاليت موفقيت آميز صندوق گذشت و موقعيت آن تثبيت شد، افراد جديدي هم پذيرفته شدند. بنابراين، مبلغ وام افزايش يافت. با اداره‌ي صحيح صندوق، زنان توانستند فعاليت‌هاي خود را گسترش دهند و در جهت رفاه خود، خانواده و محله‌شان گام بردارند. به‌طوري كه مبلغ وام هر نفر به 100 هزار تومان رسيد كه در آن موقع رقم بالايي بود. بر اثر گسترش فعاليت اين زنان، مردان كم كم مجبور شدند آن ها را به رسميت بشناسند و اين زنان را طرف مشورت خود قرار دهند. اين زنان به مرور فعاليت‌هاي خود را گسترش دادند از جمله تاسيس كتاب خانه، انجمن ورزشي و ورزش‌هاي جمعي و.... اين فعاليت‌ها با همت و همياري زنان محلات پايين تهران و حول شكل‌گيري صندوق و گسترش تدريجي آن ادامه دارد. با كسب اين تجارب پي مي‌بريم كه ايجاد تشكل تنها چاره براي رفع مشكلات ماست.   

تجربه نشان داده است كه ايجاد تشكل تنها چاره‌ي مشكلات ماست.

ستم مضاعف بر زنان كارگر

زنانِ کارگر آسيب پذيرترين قشر کارگران‌اند و همواره محروميت‌ها و سختي‌هاي فراواني را متحمل مي‌شوند و علاوه بر ستم طبقاتی، ستم جنسیتی نیز به آنان تحمیل می‌شود.

بنا به آمار و گزارش‌ها، زنان يک سوم كل کارگران هستند که در طول تاريخ سهم و حقوق آنان نسبت به مردان در تمامي جوانب کاری تضييع شده است. زنان کارگر در شرايط سخت و بد محيط کارگاه‌ها و کارخانه‌ها براي تامين نيازهای اولیه خانواده‌ی خود تلاش می‌کنند. آن‌ها هم‌دوش و پا به پاي مردان کار می‌کنند.

کارفرمايان و مديران شرکت‌ها  به این علت که زنان را نان‌آور و محور اصلی تامين خانواده نمی‌دانند، در مقابل کار برابر به آن‌ها نسبت به مردان، دستمزدهايی به مراتب پایين‌تر و ناعادلانه‌تر پرداخت می‌کنند. (حداقل حقوق يا حتي كمتر از آن).

در کارخانجات و توليدی‌ها، از زنان بيشتر براي انجام کارهای بی‌تحرک، تكراري و خسته کننده مانند: پاک کردن کشمش، حبــوبات، چـرخ‌کاري، گل سازی و...،  به صــورت تمام وقــت، بی‌وقفه و بدون استراحت کار می‌کشند. اين امر باعث آسيب‌های جبران‌ناپذیر جسمی و روانی آنان می‌شود و از اين رو زنان كارگر بيشتر در معرض آسيب‌های روحی و افسردگی قرار دارند.

زنان به دليل نداشتن امنيت شغلی، ترسِ از دست دادن کار و حقوق ناچیز خود و نيافتن شغلی که با امنيت مکانی و حفظ حريم آنان همراه باشد، با تمامی شرايط نامطلوب محيطی و حجم زياد کار می‌سازند و گاه دم بر نمي‌آورند.

در بيشتر جاها اولويت استخدام با مردان است و حتا بدون توجه به سابقه کار و گاهی بدون توجه به تحصيلات، استخدام در وهله‌ی اول شامل مردان مي‌شود و تمامی زنان چه کارمند و چه کارگر در هرجايی كه کار مي‌کنند، اين تبعيض و بي عدالتی را لمس می‌کنند. بنابراين، آگاهي از قوانين كار و مشاركت در ايجاد تشكل‌ها، باعث مي‌شود كارفرمايان كمتر بتوانند به ما زور بگويند.

نگاهي به وضعيت پرستاران قراردادي

با اين‌كه ازسوي مسؤلان وزارت بهداشت و درمان بارها و بارها اعلام شده بود كه بيمارستان‌ها با كمبود نيروي پرستاري مواجه هستند (بيش از 75درصد بار بهداشت و درمان، بر دوش پرستاران است) و به‌رغم استخدام تعدادي پرستار به صورت پيماني،‌ هنوز هم مشكل كمبود پرستار برطرف نشده است. علاوه بر اين‌، تعداد زيادي پرستار قراردادي با حداقل حقوق و مزايا (180هزار تومان در ماه) با حداكثر ساعت كاري (192 ساعت در ماه) هم‌چنان در بيمارستان‌ها، به كارهاي سخت در بدترين شرايط كاري مشغول به‌كار هستند، كار در بخش‌هاي ويژه و پُر كاري مانند اورژانس، I.C.U و C.C.U ، شيفت‌هاي 18 ساعته و ... اين‌كارها بدون دريافت حق سختي كار، حق نوبت كاري، حق كارانه، حق تعطيلات و ... انجام مي‌گيرد. اين پرستاران، همواره در معرض تهديد به اخراج از كار هستند.

تحقير، توهين، ترس و فشار‌هاي روحي ناشي از ابتلا به بيماري‌هاي مسري و واگيردار و... از پيامدهاي اين شغل است، از اين رو بايد توجه خاصي به آن بشود. بسيار گفته شده است كه بي‌انگيزگي، خستگي‌هاي ناشي از تبعيض و بي‌عدالتي، نداشتن تأمين و رفاه اجتماعي و امنيت شغلي، فرسودگي ناشي از انجام كارهاي سخت و شب‌كاري‌ها و... همراه با مسؤليت كارِ خانگي ، مراقبت از بچه و همسر... از فشارهاي مضاعف بر دوش زنان پرستار و زنان زحمت‌كش در ساير مشاغل است.

آيا مي‌دانيد:

·         حقوق پرستاران در جهان با متوسط 36 ساعت كار در هفته 20 برابر حقوق ما پرستاران در ايران است.

·         ما پرستاران با اين‌كه مجبور به 2 يا 3 شيفت كار طاقت فرسا هستيم، باز هم زندگي‌مان تأمين نمي‌شود.

آيا مي‌دانيد:

·         هم‌اكنون تبعيض در پرداخت كارانه‌ها براي پرستاران از10 تا 30 برابر است.

·     هم‌اكنون بيمارستان‌ها به حداقل 3 برابر تعداد موجود كاركنان پرستاري نياز دارند، ولي ما مجبوريم اين كمبود را با كار طاقت‌فرساي خود جبران كنيم. آن وقت به جاي رضايت بيمار، تنها رضايت كارفرمايان بيمارستان تأمين مي‌شود!

 

استخدام‌هاي قرار داد موقت كار، از نتايج خصوصي‌سازي است. ما خواهان لغو هرنوع استخدام قرارداد موقت هستيم.

 

ما از خواست‌هاي به حق معلمان، پرستاران و زحمتكشان كه بسياري از آن‌ها زن هستند، حمايت مي‌كنيم.

برخي مشكلات معلمان

آموزش درست كودكان و نوجوانان و تأثيري كه اين آموزش بر تغيير شرايط فرهنگي و اجتماعي هر كشور دارد بر هيچ كس پوشيده نيست و آن‌ها كه بايد اين روند را روز به روز بهبود بخشند گروه پرشمار معلمان در سطوح مختلف‌اند. اما معلمان چگونه مي‌توانند شرايط فرهنگي كشور را بهتر سازند در حالي‌كه خودشان در بدترين شرايط اقتصادي و اجتماعي زندگي مي‌كنند.

خواسته هاي معلمان بي پاسخ مانده و هرگاه شرايط سياسي كشور به‌ظاهر تغيير كرده به معلمان وعده‌هاي گوناگون داده شده اما با ثبات شرايط سياسي و دست به دست شدن قدرت نه تنها شرايط زندگي معلمان بهتر نشده بلكه پسرفت هم داشته است.

از معلمان خواسته مي‌شود آخرين اطلاعات علمي را كسب كنند، درحالي‌كه خود گرفتار پرداخت اقساط شهريه فرزندانشان در دانشگاه يا مدارس‌اند.

تعداد اندكي از درمانگاه‌ها و بيمارستان‌ها بيمه معلمان را مي‌پذيرند و در صورت ابتلا به بيماري‌هاي سخت هيچ راهي ندارند جز گرفتن وام‌هاي چندگانه.

در اين ميان، معلمان بازنشسته و حق‌التدريسي وضعيت بدتري دارند: تعداد زيادي از دارندگان مدارك دانشگاهي، به‌صورت معلمان حق‌التدريسي، تدريس را در دورافتاده‌ترين و محروم‌ترين روستاها مي‌پذيرند. به اميد آنكه روزي استخدام رسمي شوند، همه از ترس اخراج به قوانين و اوامر مديران و اداره گردن مي‌نهند. در همين پايتخت، معلمان حق‌التدريسي نيمه‌وقت با حقوق ماهي ‌40 و 50 هزار تومان هم كار مي‌كنند.

مشكلات زنان معلم بيشتر هم هست. مثلاً اگر معلمي وسط سال تحصيلي زايمان كند بعد از مرخصي زايمان، محل كار سابق‌اش را از دست خواهد داد.

نداشتن مهدكودك نزديك محل‌كار از ديگر مشكلات زنان معلم است.

حال چگونه معلمان با اين همه مشكلات مي‌توانند دركلاس‌ها بدون فشار رواني و با روحيه‌ي شاد و سرزنده، درس بدهند و كودكان را تربيت كنند!؟

برخي خواسته‌هاي معلمان:

·         تأمين زندگي شرافت‌مندانه، همراه با دريافت حقوق و مزاياي مناسب با تورم واقعي.

·         مرخصي زايمان و مرخصي‌هاي استعلاجي طبق شاخصه‌هاي جهاني.

·         گسترش پوشش بيمه معلمان شاغل و بازنشسته.

·         استفاده از امكانات رفاهي، تحصيلي، تربيتي و... طبق استانداردهاي جهاني و به دور از تبعيض.

·         از ميان برداشتن تبعيض جنسيتي، قومي، فرهنگي  و سياسي در آموزش و پرورش.

·         آزادي تشكل‌هاي معلمان و مشاركت اين تشكل‌ها در تصميم‌گيري‌هاي فرهنگي و اجتماعي.

حمايت خانواده‌هاي دانش‌آموزان از اعتراضات معلمان

ما زحمت‌كشان و مادران زحمت كشيده، فرزندان خود را به اميد آموزش و پرورش صحيح به مدارس مي‌فرستيم ولي متأسفانه آموزگاران زحمتكش مدارس، خود از حداقل امكانات براي يك زندگي شرافت‌مندانه محروم‌اند. حال چگونه انتظار داريم فرزندانمان در اين محيط، پرورشي سالم و روحيه‌اي شاد و سرزنده داشته باشند. به همين دليل ما از خواست‌هاي به‌حق و انساني معلمان حمايت كنيم.

 

تأمين امنيت شغلي معلمان حق‌التدريسي سبب بالارفتن سطح زندگي و روحيه‌ي شاد معلم همراه با فرزندان ما در كلاس درس مي‌شود‌.

بيانيه هواداران حركت جهاني زنان

به مناسبت اول ماه مه 2007

 11 ارديبهشت 1386

امسال در حالي مراسم اول ماه مه را برگزار مي‌كنيم كه سرمايه‌داري جهاني بيش از پيش در بحران فرورفته و اعمال سياست‌هاي "جهاني سازي" با مقاومت جدي روبه‌رو شده است.

سرمايه‌داران براي تداوم توليد ارزش اضافي، بيش از پيش به نيروي كار و قوانين حمايتي از كارگران هجوم برده و سطح معاش و رفاه مردم را پايين مي‌آورند.

حاكميت سرمايه تمامي كارها و خدمات و روابط و حتي تمامي انسان‌ها را كالا مي‌بيند.

رشد افسارگسيخته‌ي مصرف‌گرايي بر نيروي كار ارزان، به ويژه نيروي كار زنان بنا شده است.

با وجود انباشتگي روزافزون ثروت جهان، دو سوم مردم دنيا كه 70 درصد از آن‌ها زن هستند، در فقر به‌سر مي‌برند.

جنگ نيز كه باعث ويراني، ترور، قتل عام و كشتار مردم بي‌گناه است، ابزار سرمايه‌داري جهاني براي تقسيم دوباره‌ي جهان و اهرم‌هاي فشار دولت‌هاي قدرتمند عليه مردم زير ستم است. ما به راه انداختن جنگ در منطقه را به هرشكل و تحت هر عنوان و از سوي هر دولتي محكوم مي‌كنيم.

در ايران نيز سرمايه‌داري با اتكاء به اهرم‌هاي مختلف، براي تضييع حقوق كارگران و پايين نگه‌داشتن دستمزدها، با بيكار كردن گسترده، فشار مضاعفي را بر مزدبگيران و حقوق‌بگيران تحميل مي‌كند. كارگران به دليل پايين بودن دست‌مزد و سطح معاش مجبور به انجام اضافه‌كاري هستند و در بسياري از موارد، به شغل دوم و سوم نيز تن مي‌دهند. در اين ميان، كارگران بيكار از هرگونه حقوقي محروم‌اند و خانواده‌هاي بسياري از آن‌ها در معرض فروپاشي است. يكي از علت‌هاي مهم افزايش خشونت در خانواده، بيكاري و فقر است. بارها شاهد خودكشي و خودسوزي كارگران يا كشته شدن زن و فرزندان كارگران به دست پدر بيكار شده‌ي خانواده بوده‌ايم. بسياري از دختران و زنان اين خانواده‌ها به تن‌فروشي كشيده شده‌اند. بيكاري، بسياري‌ از زنان سرپرست خانوار را به ورطه‌ي نابودي كشيده است. بيمه‌ي بيكاري از دستاوردهاي مبارزات پيشين كارگران جهان است. ما خواهان برقراري بيمه‌ي بيكاري براي تمام بيكاران، تا زمان بدست آوردن كار هستيم.

بسياري از زنان و كودكان در كارگاه‌هاي زيرزميني  و نمور با ساعات طولاني كار به عنوان ارزان‌ترين كارگران به كار گرفته مي‌شوند و زير پوشش بيمه‌ي تأمين اجتماعي نيستند. ما خواهان تأمين زندگي شايسته براي اين كودكان و زنان به عنوان ستم‌ديده‌ترين بخش‌هاي طبقه‌ي كارگر هستيم.

كار در كارگاه‌هاي توليدي و خدماتي با كارهاي توليدي و خدماتي در خانه فرقي نمي‌كند. زناني كه در خانه كار مي‌كنند بايد از خدمات بيمه‌اي و تأمين اجتماعي مناسب برخوردار باشند. بنابراين ما خواهان رفع تبعيض از زنان در كليه‌ي عرصه‌هاي كار و برخورداري آنان از دستمزد و مزاياي برابر در ازاي كار برابر با مردان هستيم.

سال‌هاست كه كارفرمايان در ايران، براي پايين نگه‌داشتن سطح دستمزد از استخدام رسمي كارگران خودداري مي‌كنند و براي استخدام آن‌ها از قراردادهاي موقت و سفيد امضاء و ... استفاده مي‌كنند. سرمايه‌داري در ايران به منظور دسترسي به نيروي كار ارزان‌تر، قراردادهاي موقت را جايگزين قراردادهاي رسمي كرده است.در سال 85 شاهد شكل جديدي از به كارگيري اين شيوه‌ها بوديم كه، ناامني شغلي را به گونه‌اي ديگر دامن مي‌زند.

امروز ناامني شغلي محدود به كارگران واحدهاي توليدي نيست بلكه كارمندان ادارات، پرستاران، معلمان (كه بسياري از آنان زن هستند) و همه‌ي مزد بگيران و حقوق بگيران را در بر مي‌گيرد.

داشتن امنيت شغلي حق همه‌ي كارگران و مزدبگيران است. امروز امنيت شغلي،‌تنها با تلاش و مبارزه بخش‌هاي محدودي از حقوق بگيران به دست نمي‌آيد.

سال‌هاست صاحبان سرمايه، ستمگران و سلطه‌گران، چه در سطح جهاني و چه در سطح ملي، سعي مي‌كنند با لوث كردن روزهاي جهاني از جمله 8مارس (روز جهاني زن) و اول ماه مه (روز كارگر) آن را از محتواي واقعي خود تهي كنند.‌

چنين روزهايي، بزرگداشت مبارزات و مقاومت ستمديدگان در مقابل صاحبان ثروت، قدرت، زور و سلطه در ابعاد خرد و كلان است. نبايد اجازه داد با لوث كردن اين روزها به اشكال گوناگون مفهوم (روزهاي جهاني اول مه و 8 مارس) از مضمون واقعي خود تهي شود، و از بار مبارزه بر ضد سلطه و ستم كاسته شود. برگزاري مستقل مراسم در اين روزها، يكي از جنبه‌هايي است كه بايد برآن تأكيد شود.

در آستانه‌ي اول ماه مه، در شرايطي كه شاهد گسترش اعتصابات و اعتراضات كارگران، معلمان وديگر قشرهاي مردم هستيم با حمايت از اين مبارزات، جنبش مزدبگيران، حقوق بگيران و به طور كلي جنبش عمومي مردمي را گسترش دهيم.

بخشي از خواسته‌هاي كارگران

· ما مخالف هرگونه تعقيب، احضار و بازداشت فعالان كارگري، معلمان، دانشجويان، زحمت‌كشان، روشنفكران و زنان به بهانه‌ي فعاليت‌هاي صنفي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي‌شان هستيم.

· ما خواهان آزادي تجمع، تشكل و راه‌پيمايي هستيم.

· ما خواهان آزادي بي قيد و شرط انديشه، بيان و قلم براي مطبوعات و رسانه‌ها و همه‌ي آحاد مردم هستيم.

· ما خواهان به رسميت شناختن همه‌ي تشكل‌ها و سنديكاها هستيم.

· ما خواهان تأمين حقوق سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي كارگران مهاجر صرف‌نظر از جنسيت، قوميت، مذهب، مليت و زبان هستيم.

· ما خواهان رفع هرنوع تبعيض از زنان در همه‌ي عرصه‌ها و برخورداري  از دستمزد و مزاياي برابر براي كار برابر با مردان هستيم.

· ما خواهان رفع بيكاري، رفع فشار هزينه‌ي زندگي و توزيع عادلانه‌‌تر درآمد، ثروت و منابع هستيم.

· ما خواهان حذف همه‌ي قوانين حقوقي نابرابر در عرصه‌هاي جنسيتي، شغلي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي هستيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/07ساعت 13:20  توسط پیام  |